آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
کد لوگوی ما
بارش یامهدی
یادش بخیر...
ماه رمضان رو میگم...
چه صفای وجود داشت...
چه قول و قرار دادهایی با خودمون و خدا بستیم که زیرش زدیم...
آه... یادش بخیر...
ینی ماه رمضان سال آینده زنده ام...
ینی میتونیم سحرها بلند شیم...
ینی میتون قرآن بخنیم...یاد دوره های قرآن بخیر...
ماه رمضان تمرینی بود برای تزکیه....
اما چه زود فراموش کردیم...
یادش بخیر...
آیا از این ماه استفاده کردیم... یا همان کسی که بودیم،بودیم و یا بدتر شدیم...
آیا امام زمان عج را ملاقات کردیم...
آه آقا امان از فراق و دوری...
یه فقیر آمد در خونه یکی رو زد تا کمکش کنند. یه پسر بچه آمد. فقیر بهش گفت برو به مامانت بگو برام یه چیزی بیاره. بچه نگاهی به فقیر کرد و گفت برو به مامان خودت بگو......
ببخشید این مثال رو زدم
ولی اگه به اندازه این پسر بچه که به مامانش اعتماد داره و به فقیر میگه برو به مامان خودت بگو به امام زمان اعتماد داشتیم چی می شد....
ولی امان که از شیعه بودن فقط در شناسنامه شیعه هستیم ولی در شناسه نیستیم....
وای بر من...
آقا یه نگاه کنی تمومه
همی غم و دردا
نظرات شما عزیزان: